خرید بک لینک

من شعرم و تو شاعرم

من جاری می شوم و نگاه تو سبد سبد غزل تازه

من آه می شوم و حضور تو گرمی آغوش گناه آلوده 

من سکوت می کنم و تو هیجانی پر از رنگ ملیح مهربانی

من چشم می بندم و تو رؤیای صدپاره لبخند 

من فقط ذوب می شوم و تو

رقص کنان شعله می گیری!

.

.

.

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 20:35

.

.

.

.

و من چقدر

دست و پایم گم می شوذ وقتی

“شعر” می شوم!

شاپرکی می شوم رها

سبک

پر از هوای پرواز

پر از رنگ نسیم

پر از برق آفتاب

چه خوب “شعر” می شوم در چشمان تو

پروانه های نگاهت

چه زیبا نشانم می دهند

نشانی برکه سبز محبت را

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:23

باغبان من مرادر میان دستانت بکاربه پایم آبیاری کن با چشمانت بتابد بر من تا از میان دستانت تا توقد بکشم میخواهم با تو هم اندازه شومگاهی اگر شد جوری که انتظارش هم نباشد مرا بوسه ده آنوقت از ذوق سرخ شوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

دختر شعرو شراب و اینه ای نشسته بر سوزناک ترین اوج آوازکه هجران را روایت میکندچنان از چشم های تو شعله بر گیرم که بازی شراره هایش خیره گی چشم های تو باشد تو هی بنشینی به تماشاو این عاشقانه برای توسوختنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

رنگ می بازد

هفت رنگ خانه های ذهنم

بداهه های تو که

جوانه می زند!

خالی می شوم

از هر حسی

به خلسه می روم

بی تعلق و بی وزن

نجوا کن باز

مزمزه کن واژه ها را

مرا تا آسمان راهی نیست

بادبادک پروانه ای من

محبوبم!

.

.

.

ممنون از لطف

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

چه غم انگیز دختر شعر های من در لحظه ای دیدم خود را چون مسافری که به اجبار می بردنش در قایقی کوچک به سمت سرنوشتی محتوم من دست دراز کردم به سمت گیسوانت اما تو ایستاده بر ساحل با لبخندی و چشمانی بی حالتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

باز من ماندم و امتداد خیابان بی انتها قدم قدمدر خلوتم تنهاصدای گامهاستصدای سکوت پیچیدهصدای چکیدن اشکصدای بی نظم دلتنگی آرام فرو می رومدر مذاب خودم شاید گوشه دیگری از زمین هملبخند نشان غم باشد! ...اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

میان نگاههای شیشه ای دلتنگ برق نگاه توامدلتنگ هیجان شعرهایتکه از چشمانت می تابید دلتنگ تودلتنگ ظرافت انگشتانتمیان دلهره دستانم دلتنگ کنج خلوت کافهداغی قهوهسردی ترس دلتنگمدلتنگ...و من دلشکسته فقط دلشکسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

.

.

.

مرسی

.

.

.

و باز و باز تکرار کن

که منم

که به شنیدنش

اعتیاد دارم.

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

چه غم انگیز اگر ،

بدانی همینقدر ،

اشتباه دیده ای،

اشتباهی سروده ای

افسوس !

تمام خودت را بباری

جایی

که روییدنی نیست .

خب باشد،

میروم خود

با تمام خودم ،

واژهایم ،

دلتنگی هایم،

همان جای دور!

که شاید

آسوده باشدش

امتداد رفتن اش.

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:55

ترمه چیده ام

به آینه و قرآن و آب

کنار سبزه ام بنشین

تا سیر نگاهت کنم

نفس بکش

تا مستم کند

عطر سیب نگاهت

سُمبل احساست را

شیرینی سمنویم کن

تا بیفتد از سکه

هرچه شیرینی دنیاست

دستهایت را به من بسپار

می خواهم سنجد آرزو بکارم

گلهای زردش

گرمای شروع پاییز است

دلم سیر و سرکه جوشیده است

از هیجان و بیقراری

من

همان ماهی تنگ بلورم

که حافظه نگاهم کوتاست

طولانی دوستم بدار

کوتاه می آیم

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

دو قدم بعد مهتابچهار وجب بالاتر از زمینحوالی سرمه ای آسمانستاره می باریددر آغوش بی پروایی و وزیدن گرفتنسیم سبک دلباختگی تو در من جوانه زدیقد کشیدیبزرگ شدیو من در توریشه دواندم فصل زندگی منعوض شدهیچ چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

چند وقتی است

که می چرخد در فضای اینجایم

عطر پیکر معشوق

هر جا میرم هست

بوی آشنایی

شامه ام می بوید و می جوید

در تو در توی اتاق ها

روی طاقچه

میان سفره هفت سین

همه جا

گویی جای پای نگاه توست

و عطری که از تو است آکنده

من شب را گذراندم

در وسوسه آغوشت

که آن طرف شعله می افروخت

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

تو را چگونه می خواندمکه خطوط مورب اندامت را خواندن نمی دانستم.تو را چگونه می یافتم که دستان من با مخملین گلبرگهای تو نا آشنا بودشعر واره آمدی میان امی های نا بلد ادراکممی دانی اخر،ما در قبیله به هبوط ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

اشوبم و دلتنگ

توانم نیست "شعرم" را گریز

و هیاهوی اشوبم را

تدبیر چیست

منم این میانه که تنها

دلم خوش است به توی ان طرفتر

که مرا به شور شعرم کشاندی.

و اوردی مرا به یاد

رویای برباد رفته را

.

.

.

شاید روزی

قبل تولد

یا کمی قبلتر

کسی پرسیده باشد

می خواهی بروی

به سرزمین تنهایی؟

و ما گفته باشیم

آری!

برچسب: نویسنده: بهراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 5:04

صفحه بندی